وقتی افراد به طور واقعی حس کنند که خودشان شامل و درگیر مسئله هستند، در بالاترین سطح بازدهی و نوآوری خود قرار می‌گیرند. سوال این هست که در عمل چگونه این شامل بودن و درگیر شدن باید اتفاق بیفتد؟ 

روشی قدیمی حل این مسئله برگزاری جلسه است، اما واقعیت این هست که همه ما از این جلسات دیگر خسته هستیم. اما روش جدیدی قرار است با هم تمرین کنیم، ساختارهای آزادکننده (Liberating Structures) روشی جدید، عملی است که به شما در رسیدن به این هدف با گروه هایی با هر اندازه کمک می کند.

آیا تا حالا این حس را داشته‌اید که وقتی درگیر کار و جزوی از آن هستید، بازدهی بالاتری دارید؟ فکر می کنید تیم‌هایی که در آن افراد با هم خوب کار می‌کنند، نتایج بسیار بهتری کسب خواهند کرد؟ آیا متوجه شده اید که بهترین ایده‌ها اغلب از منابع غیر منتظره ناشی می شوند؟ آیا می خواهید در بالاترین سطح آگاهی و هوشمندی خود عمل کنید و همان فرصت را به دیگران نیز بدهید؟

پس چرا اینقدر سازمانهای مختلف پر شده از افراد بی انگیزه، گروه های ناکارآمد و ایده‌های هدر رفته؟ در حالی که همیشه توجیهی برای سرزنش مدیران سازمان (یا اساتید و مدیران در امر آموزش) وجود خواهد داشت، به همان میزان این نیز توضیح قانع کننده ای نیست که بگوییم افرادی که درگیر کار یا تصمیم‌گیری هستند، بد، احمق و ناسازگارند. (مقصر نشان دادن مدیران یا نالایق جلوه دادن آنها) حقیقت این است که شیوه هایی که همه آنها آموخته‌اند با واقعیتهای موجود امروز سازگار نبوده و برای دستیابی به آرمانهای ذکر شده در بالا نیز طراحی نشده‌اند.

ساختارهای مرسوم فعلی برای سازماندهی نحوه کار به طور معمول موجب از بین رفتن حس درگیر و شامل بودن افراد می شود. (آیا من خودم را بخشی از این جریان می‌دانم؟)

زمانیکی که می‌خواهیم به آینده فکر کنیم و به طور خلاقانه افراد را درگیر شکل دادن آن نماییم، ساختارهای مرسوم امروزی یا خیلی محدود کننده و بازدارنده هستند (پرزنتیشن، گزارش وضعیت و بحث های مدیریت شده) یا خیلی سست، شل و بی نظم هستند (بحث و گفتگوهای آزاد و طوفان‌های مغزی).

این ساختارها غالباً احساس ناامیدی و یا حس کنار گذاشته شدن در افراد ایجاد کرده و قادر به ایجاد فضایی برای ظهور و جوانه زنی ایده‌های خوب نیستند. این بدان معناست که زمان و هزینه خیلی زیادی صرف کار کردن به روش اشتباه می‌شود. پس از آن نیز زمان و هزینه بیشتری صرف تلاش جهت رفع عواقب ناخواسته همان روش کاری می‌شود.

ساختارهای آزاد کننده(Liberating Structures) با ایده بسیار ساده و اساسی آغاز می‌شود که به نظر نمی رسد که حتی ارزش انجام آن را داشته باشند ولی با یک نتیجه آنقدر قدرتمند و عمیق به پایان می‌رسد که به سختی قابل تصور بود.

این روش یک جایگزین برای نزدیک کردن افراد و طراحی نحوه کار آنها با هم ارائه می دهد. این برنامه شامل منویی از سی و سه ساختار آزادکننده را برای جایگزینی یا تکمیل شیوه های مرسوم ارائه می‌کند.

استفاده منظم از ساختارهای آزاد کننده، ساختن سازمانی را که همه آن را دوست دارند، ممکن می سازد. آنها طوری طراحی شده اند که همه را در شکل دادن به مراحل بعدی و اینکه چه باید بکنیم، درگیر می‌کند. ساختارهای آزادکننده تغییراتی جزئی در شیوه جلسات، برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و ارتباط با یکدیگر ایجاد می‌کنند.

این رویکرد یک جایگزین عملی و قابل اجرا است زیرا ساختارهای آزادکننده بسیار ساده و یادگیری آن آسان است. آنها می‌توانند توسط همه افراد در هر سطح، (از مدیران ارشد گرفته تا توده افراد) مورد استفاده قرار گیرند. هیچ دوره آموزشی طولانی یا استعداد خاصی لازم نیست. تسلط بر روی این ساختارها صرفاً یک امر عملی و تجربی است. 

هر شخصی که علاقه مند به ایجاد تغییر در مدارس، بیمارستانها، بنیادها، آژانس‌ها و دیگر مشاغل باشد می تواند از ساختارهای آزاد کننده برای ایجاد نوآوری و نتایج عالی استفاده کند.

ساختارهای آزاد کننده ریز-ساختارهای(Micro-Structure) قابل یادگیری هستند که هماهنگی و اعتماد به نفس را تقویت می‌کنند. آنها به سرعت مشارکت پرجنب و جوش را در گروه هایی با هر اندازه تقویت نموده و این امکان را می دهند که همه را واقعاً درگیر کنیم. ساختارهای آزادکننده شیوه برای نوآوری تحول آفرین(Disrutpive-Innovation) است که می‌تواند جایگزین روشهای کنترل کننده یا محدود کننده‌تر شود.

منوی ساختارهای آزاد کننده

ساختارهای آزاد کننده بسیار عملی هستند. جهان ما به طور فزاینده ای پیچیده، وابسته به هم و از نظر فرهنگی متنوع است. بسیاری از چالش های بارز ما محدوده های جغرافیایی، فرهنگی و فنی را در بر می‌گیرد. روشهای ساده ای که به ما کمک می‌کنند تا با هم موثر عمل کنیم.

تمثیل‌های مفید

مانند ویکی پدیا ، LS برای راهنمایی و آزادسازی مشارکت همه، قوانین ساده‌ای ایجاد می کند. بایدها و نبایدهای ویکی پدیا به سادگی این را مشخص می‌کند که چگونه کسی می تواند مقاله بنویسد، محتوایی را ویرایش کند، در مورد واقعیتها اجماع نموده و اسنادی به اشتراک بگذارد. این ساختار باعث می‌شود تا یک جامعه متنوع بتواند محتوای دقیقی را تولید کند در حدی که بتوان آن را با دائرالمعارف‌حرفه ای که یک گروه مشخص ایجاد کرده، مقایسه کرد. همانند ویکی پدیا ، LS یک نوآوری تحول آفرین در رابطه با چگونگی مشارکت مردم در سازمان‌ها است.

اصول

ده اصل رهبری زیر آنچه در هنگام استفاده از LS برای ساختن تعاملات روزمره مورد استفاده قرار می گیرد، را توضیح داده است. منظور از تعامل روزمره: جلسات، مکالمات یک به یک، ابتکارات تغییر و تعامل با مشتری/کاربران است. اصول قوانینی هستند که در چگونگی انتخاب شیوه ارتباط ما با دیگران حکمرانی می‌کنند. این اصول بیانیه ‌ای از اعتقادات و باورهای ما در مورد تصویر یک سازمان عالی است. 

با هیجان و با امید به تغییر و تحول، سعی می کنیم با این اصول زندگی کنیم:

 

  • درگیر و شامل بودن همه و اجازه به آزادی آنها
  • تمرین برای احترام عمیق به نفرات و راه حل های محلی
  • ایجاد اعتماد به صورتی که می خواهید
  • یادگیری رو به جلو از شکست‌ها
  • تمرین برای کشف-خود هنگام حضور در یک گروه
  • تقویت و وسعت بخشی به آزادی و پاسخگویی
  • تاکید بر احتمالات: لزوما چیزی که الان نمیبینیم دلیلی بر عدم احتمال وجود آن نیست
  • دعوت به نابود کردن خلاقانه در راستای افزایش نوآوری
  • درگیر شدن همزمان در کنجکاوی بازیگوشانه و جدی
  • هرگز بدون هدف (های) روشن شروع نکنید